نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۶ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مگو در انجمن مینا ز دست چرخ دون گرید

به روز ماتم آینده خود شیشه خون گرید

ز مرگ آشنایان نیست پروای بزرگان را

کجا بر ماتم فرهاد کوه بیستون گرید

مگو از دیده ابر است بارانی که می آید

به حال خفتگان خاک چرخ نیلگون گرید

به نوعی می خورند افسوس هر یک زیر این گردون

به حال خویش نادان خنده سازد ذوفنون گرید

قفس خالی شود از بلبل کوته نفس بهتر

کنند از خانه بیرون نوحه گر را گر زبون گرید

به مردن می کند نزدیک منعم را طمع کردن

صراحی چون به مجلس پا گذارد سرنگون گرید

به جوی شیر نسبت می دهد خسرو از این غافل

که شیرینش به حال کوهکن در بیستون گرید

پریشان گوی می سازد به پا زنجیر عاشق را

چو گردد دور مجنون از بیابان و جنون گرید

دلی هر کس که دارد سیدا دردی درین گلشن

کشد سر در گریبان غنچه وار و در درون گرید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات و غم ناشی از مرگ و مصائب انسانی می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویری از طبیعت و زندگی روزمره، نگرانی‌ها و افسوس‌های انسان‌ها را در شادی و اندوه بررسی می‌کند. او به بی‌تفاوتی بزرگان نسبت به مرگ آشنایان اشاره می‌کند و به دلتنگی و بی‌قراری عاشقان و دل‌شکستگان می‌پردازد. همچنین، به تیره‌روزی و ناپایداری زندگی اشاره می‌کند و از دشواری‌های جدایی و فقدان می‌گوید. در نهایت، شاعر نغمه‌ای از غم و اندوه را به تصویر می‌کشد که در دل هر انسانی وجود دارد، به‌ویژه در مواجهه با عشق و مرگ.