نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۱ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می خورد خون جگر در بزم ما مهمان ما

شیشه و ساغر تهیدست است در دوران ما

از تردد پای خود بر یکدیگر پیچیده ایم

دست ما عمریست کوتاه است از دامان ما

گردبادیم از رفیقان لیک دورافتاده ایم

هست همچون آسیا گرداب سرگردان ما

تر نشد ما را لب پیمانه دریا دلان

در دهان ما ز خشکی آب شد دندان ما

پر کاهی از مربی نیست ما را بهره یی

خوشه چینی می کند در عهد ما دهقان ما

هیچ کس بر توتیای ما نیندازد نظر

خاک در چشم خریداران زند دوکان ما

آسیا از گردش سیاره می افتد ز پا

در دهان ما چرا افسرده شد دندان ما

تا به بازو دست ما برکنده زانوست بند

پای ما عمریست پیچیدست در دامان ما

باغبان گویا به آب کهربا پرورده است

سبزه می روید چو برگ کاه از بستان ما

آب و نان ما بود در بند چندین پیچ و تاب

گشته همچون آسیا گرداب سرگردان ما

عمر ما چون شمع در شب زنده داری صرف شد

خنده دارد صبح دم بر دیده گریان ما

از در ارباب دولت چشم ما آبی نخورد

خشک چون خار سر دیوار شد مژگان ما

می نماید آستان ما را ز پستی سربلند

می زند پهلو به کیوان گوشه ایوان ما

قطعه تاریخ ما آید ز درها ناامید

هیچ کس رحمی نمی سازد به فرزندان ما

در تنور آسمان آی سیدا آتش نماند

از بغل بیرون نمی آید ز خامی نان ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تلاطم و نابسامانی زندگی و ناتوانی انسان‌ها در برابر مشکلات اشاره دارد. شاعر با وصف حالاتی چون "خون جگر" و "پیمانه دریا دلان" نشان می‌دهد که افراد در سختی و بی‌پناهی به سر می‌برند. درد و رنجی که به واسطه دوستان و رفت و آمد‌ها به وجود آمده، باعث شده تا زندگی مانند گرداب و آسیا باشد که فرد را به گسترش نمی‌دهد. به طور کلی، شعر ماحصل زندگی پراسترس و پر از ناکامی است که در آن، امید و رحمت به سختی پیدا می‌شود و استقامت در برابر مشکلات توصیه می‌شود.