شمارهٔ ۳۴۴ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای دل مطیع آن بت مژگان فرنگ باش
با ساکنان کعبه مهیای جنگ باش
بر روی منعمان غضب آلوده کن نگاه
با این گروه ناخن شیر و پلنگ باش
دامی که در محیط حوادث فگنده یی
در جستجوی اره پشت نهنگ باش
خواهی که پا به کوچه آسودگی نهی
یک چند روز در گرو کفش تنگ باش
صحرا و شهر بس که ز دیوانه پر شدست
هر جا که پا نهی بغل پر ز سنگ باش
تکلیف اگر کنند به گلزار پا منه
از گل عصا دهند به دست تو لنگ باش
چون کهربا مکن به طمع روی خویش زرد
در بزم می کشان چو روی باده رنگ باش
همچون کمان ز فاقه سر خود مساز خم
بیرون اگر ز خانه برایی خدنگ باش
خواهی که جا دهند تو را نیک و بد پسر
در باغ دهر چون گل رعنا دو رنگ باش
ای سیدا ز صورت دیوانه کم نه یی
یکجا نشین و صاحب ناموس و ننگ باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و درگیریهای درونی انسان اشاره دارد. شاعر از دل میخواهد که مطیع عشق و زیبایی باشد و برای نبرد با سختیها آماده باشد. او به پرهیز از آرامش و آسودگی هشدار میدهد و به مواجهه با چالشها دعوت میکند. شاعر به زیباییهای دنیا و عشق اشاره میکند و میگوید بر خلاف مشکلات و ناکامیها باید همچنان امیدوار و شاداب بود. در نهایت، او از مخاطب میخواهد که از وضعیتهای منفعل فاصله بگیرد و با شجاعت و فعالیت به زندگی ادامه دهد.