شمارهٔ ۳۴۷ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر کشم از سینه خود آه گردون سای خویش
بیستون را بر کنم چون گردباد از جای خویش
سینه را از داغهای دل چراغان کرده ام
دسته گل بسته ام از لاله صحرای خویش
اضطرابم در بیابان ها بود موج سراب
می روم بهر تماشا بر لب دریای خویش
تا نسازد آرزو تکلیف بر هر در مرا
بندها از کنده زانو نهم بر پای خویش
شمع بزم آرامی و پروانه در جان باختن
مردم از اندیشه معشوق بی پروای خویش
در قبای کهنه همچون سرو عمر من گذشت
روزگاری شد خجالت دارم از اعضای خویش
تیشه بر کف سیدا گر رو نهم بر بیستون
بهر استقبال خیزد بیستون از جای خویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با استفاده از تصویرسازیهای زیبا و احساساتی عمیق، به بیان دردها و آرزوهای خود میپردازد. او از داغهای دلش سخن میگوید و تصاویری از طبیعت و زندگی را به تصویر میکشد. احساس اضطراب و جستجوی آرامش نیز در شعر مشهود است، زمانی که شاعر به دنبال تماشا و درک خود است. او همچنین به گذر زمان و تغییرات زندگی اشاره میکند و در نهایت، تمایلش به خواستن و تلاش برای رهایی را با تصویری از بیستون و سفر به سوی آن نشان میدهد. این شعر نمایانگر عمق احساسات انسانی و تأملات شاعرانه است.