نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۴ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

حسنش آخر از هجوم خط تلف شد حیف حیف

سنبل پامال دوران چون علف شد حیف حیف

آنکه زلفش بازوی آزادگان در تاب داشت

زیر دست و پنجه هر ناخلف شد حیف حیف

گلشنش از غارت باد خزان تاراج یافت

دامن پاکش چو برگ گل ز کف شد حیف حیف

قامت سرو خط سبزش ز آه بی کسان

تخته مشق نوای چنگ و دف شد حیف حیف

آنکه روی خود طرف می کرد را خورشید و ماه

از نگاه خیره چشمان برطرف شد حیف حیف

گوهر مقصود باشد آب در کام نهنگ

رنج‌های ما عبث همچون صدف شد حیف حیف

در بخارا بود عمری سیدا پابست او

رشته بر پا در ره ملک نسف شد حیف حیف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف غم‌انگیزی از وضعیت فردی می‌پردازد که در اثر ناامیدی و ظلم زمانه به شدت آسیب دیده است. شاعر با بیان کاستی‌ها و فجایع حیات، مانند از دست رفتن زیبایی‌ها و نعمت‌ها، به شکست و نابودی آن شخص اشاره می‌کند. از زوال عشق و زیبایی تا نابودی آرزوها، همه چیز نشان‌دهنده‌ی بی‌عدالتی و ناکامی در زندگی است. شاعر با تکرار واژه "حیف" حسرت و افسوس خود را به تصویر می‌کشد. این شعر در نهایت به نوعی احساس از دست‌رفتن و بی‌ثمر بودن تلاش‌ها را منعکس می‌کند.