نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۳ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

صرف شد عمر من ای یار غلط کردم حیف

در پی چون تو ستمگار غلط کردم حیف

مدتی بود در این شهر گمان می کردم

من تو را یار وفادار غلط کردم حیف

بوده یی با من سودا زده چون مهر و فلک

آشنایی سر بازار غلط کردم حیف

بر سر کوی تو هر خار غمی می دیدم

می زدم بر سر دستار غلط کردم حیف

سیدا از غم او شب همه شب همچون شمع

داشتم دیده بیدار غلط کردم حیف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این اشعار به ندامت و پشیمانی از عشق خود اشاره دارد. او از عمر هدررفته‌اش در پی یک یار ستمگر و ناوفادار صحبت می‌کند و ابراز می‌کند که در گذشته گمان می‌کرده که آن شخص وفادار است. همچنین، او به غم و رنجی که به خاطر عشقش متحمل شده، اشاره کرده و حسرت می‌خورد که در عشق خود دچار اشتباه شده است. شاعر به تصویرسازی از حال و هوای خود و تأثیرات منفی عشق بر زندگی‌اش می‌پردازد و می‌گوید که به خاطر غم او شب‌ها بیدار مانده است.