شمارهٔ ۳۶۹ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
لب گشایی به تکلم ز کلامت گردم
مژده وصل رسانی ز پیامت گردم
جلوه قامت تو روح روان است مرا
خیز و بخرام که از طرز خرامت گردم
دهن از بردن نام تو شده کان شکر
این چه نام شکرین است ز نامت گردم
به تغافل گهی از پیش نظر می گذری
می دهی گاه سلامی ز سلامت گردم
چون مه چارده از حسن رخت پر شده است
با تو قربان شوم از ماه تمامت گردم
سیدا از الم وعده تو گشت کباب
سوختی جان من از وعده خامت گردم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به توصیف احساسات عاشقانه خود میپردازد. او از زیبایی محبوبش میگوید و اینکه چقدر برای او شگفتانگیز و دلربا است. عشق او به محبوبش به قدری عمیق است که نام او را به شکر تشبیه میکند و از این که محبوب گهگاه به او توجه میکند، ابراز خوشحالی مینماید. همچنین، به کمال و زیبایی محبوبش همچون ماه اشاره کرده و احساس سوز و گداز خود را از وعدههای او بیان میکند. در نهایت، به نوعی در این اشعار درخواست و اشتیاق برای نزدیکتر شدن به محبوب خود را حس میکند.