شمارهٔ ۳۶۸ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نفس عمریست می پیچد مرا در سینه می ترسم
عجب ماری شده پیدا در این گنجینه می ترسم
به چشم بس که گردد شکلهای مختلف ظاهر
چو بینم عکس خود در خانه آئینه می ترسم
به شهر از شالپوشان بس که پیدا شد خیانتها
به دوش هر که بینم خرقه پشمینه می ترسم
به حق چشم مخمور خود ای ساقی شرابم ده
سیه مست توام کی از شب آدینه می ترسم
به محشر می دهند ای سیدا اعضا گواهی را
به روز گیرودار از همدم دیرینه می ترسم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان ترسها و نگرانیهای شاعر پرداخته است. او از نفس خود و وجود ماری در دلش میترسد و به تغییرات ظاهری خود در آینه میاندیشد. همچنین از خیانتهایی که در جامعه دیده میشود و از افرادی که به پوشش دینی ظاهر میشوند، نگران است. شاعر به میخانه و ساقی اشاره میکند و از مستی و شبهای آدینه میترسد. در نهایت، او از روز محشر و شهادت اعضا در مقابل همدم قدیمیاش به شدت نگران است. شعر به نوعی از زوایای پنهان وجود انسان و ترسهای عمیق او سخن میگوید.