شمارهٔ ۳۷۵ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
اشکیم تازه شور ز زمزم کشیده ایم
زخمیم کهنه دست ز مرهم کشیده ایم
بر هر دری که در طلب آب رفته ایم
چندان نشسته ایم ز خود نم کشیده ایم
بر بوریای خانه خود نقش بسته ایم
پای از بساط مردم عالم کشیده ایم
روشن چراغ خویش ز مهتاب کرده ایم
منت ز شمع پرتو کس کم کشیده ایم
از بی کسی به خانه آئینه رفته ایم
از عکس خویش صورت آدم کشیده ایم
دست طمع ز خوان کریمان بریده ایم
دامن ز خار وادی حاتم کشیده ایم
در باغ روزگار تماشا نکرده ایم
میل حسد بدیده شبنم کشیده ایم
ما کعبه را به آبله پای رفته ایم
ساغر تهی ز چشمه زمزم کشیده ایم
ای سیدا چو غنچه سر خویش عمرهاست
در آستین پیرهن غم کشیده ایم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از احساسات عمیق و دردهای انسانی حکایت دارد. شاعر از زخمهای کهنهای سخن میگوید که از تجربیات گذشته باقی مانده و به سختیهای زندگی اشاره میکند. او به جستجوی آب بهسان زندگی و امید اشاره کرده و میگوید که سالهاست در حسرت و غم ماندهایم. همچنین از عشق و دلشکستگی نیز سخن میگوید و اینکه در طلب راحتی و شادی به دنبال روشنی و نور هستند، اما دچار ناکامیاند. شاعر به چشمانداز زندگی و مشکلات آن نیز اشاره میکند و در نهایت به غم و اندوه وجودی خود میپردازد. در نهایت، این شعر بازتابی از تلاشها، ناامیدیها و دردهای انسانی است.