شمارهٔ ۴۰۵ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دل را اسیر خط بناگوش کرده ام
این خانه را چو کعبه سیه پوش کرده ام
هر جا روم به سوی توام هوش می برد
عمریست راه خانه فراموش کرده ام
ایمن کنم ز خیره نگاهان رخ تو را
آئینه را گرفته نمدپوش کرده ام
مژگان من چو سنبل تر سبز گشته است
زلف تو شب به خواب در آغوش کرده ام
مأوای من که تنگ تر از روی ناخن است
همچون نگین گرفته و خاموش کرده ام
برتر بتم رسیده مرا نام برده یی
سر در کفن کشیده ام و گوش کرده ام
ای سیدا به بحر گهر داده ام عوض
هر قطره یی که همچو صدف نوش کرده ام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توسل به معشوق و عشق عمیقش اشاره میکند. دلش را به خاطر معشوق اسیر کرده و محیط اطرافش را به نمادی از عشق تبدیل کرده است. او نشان میدهد که زندگیاش تنها در مسیر عشق به معشوق میگذرد و به همین خاطر، یادخانهاش را فراموش کرده است. شاعر سعی دارد از نگاههای خیره دیگران از معشوقش محافظت کند و زیبایی او را با زیبایی خود مقایسه میکند. همچنین به وصف حال خود و عشقش به معشوق میپردازد و بیان میکند که در این عشق، جان و مال خود را فدای او کرده و ارزشهای معنوی را بالاتر از مادیات میداند.