نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۱ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

تا به سودای تو از خانه به بازار شدیم

هر کجا درد و غمی بود خریدار شدیم

در پی نفس و هوا بیهوده گردی کردیم

این زمان در پی آن یار وفادار شدیم

بلبل ما به دل بیضه تمنای تو داشت

بال پرواز گشادیم و گرفتار شدیم

بر رخ ما در گلزار تماشا بستند

سعی ها ساخته خار سر دیوار شدیم

هر رگ تن ز گرانجانی ما سستی کرد

دل ز اندیشه تهی کرده سبکبار شدیم

پای پر آبله را چشمه چو زمزم کردیم

در ره کعبه دل قافله سالار شدیم

سیدا همچو مه مصر عزیزی رو داد

گرچه در چشم حسودان جهان خوار شدیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف جستجو و کوشش برای یافتن عشق و محبوب می‌پردازد. شاعر از تلاش‌های خود برای رسیدن به معشوق می‌گوید و به مشکلات و دردهایی که در این مسیر متحمل شده اشاره می‌کند. او به بی‌هدف گشتن و یافتن یار وفادار می‌پردازد، و از تمرکز بر آرزوها و آرزوهای قلبی سخن می‌گوید. همچنین، شکست‌های خود را در این راه و مظلومیتش در برابر حسادت دیگران بیان می‌کند. شعر در نهایت بر ارزش و اهمیت عشق و پیوند بین محبوب و عاشق تأکید می‌کند.