نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۲ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن (مقتضب مثمن مطوی مقطوع)

همنشین زنبورم خانه پر عسل دارم

تربیت گر نیشم نوش در بغل دارم

گرد شیشه عیشم آسمان نمی گردد

چون فلاخن از دوران سنگ در بغل دارم

همچو واعظ از دنیا می کنم شکایت ها

می روم ز دنبالش علم بی عمل دارم

سر به جیب چون غنچه برده ام در این گلشن

قانعم به خون دل عیش بی بدل دارم

فکر روز آینده کرده ام ز سر بیرون

از ابد نمی ترسم بیم از ازل دارم

بهر رزق در پیری می کنم ترددها

بر چگونه خواهد داد کشت بی محل دارم

همچو آسیا بر من نیست یک دم آرامی

بهر روزیی مردم روز و شب جدل دارم

از بهار پیریها چون خزان نیم غمگین

همچو سرو سرسبزم طالع عمل دارم

بی تردد از گردون می رسد مرا روزی

شکرلله از ایام طبع بی کسل دارم

حرف پوچ نادان را چاره جز خموشی نیست

ساده لوحم و بنگر با فلک جدل دارم

سیدا عصای من با شکست پیوند است

من کجا توانم رفت رهنمای شل دارم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حال و هوای شاعر می‌پردازد. او از زندگی خود به عنوان یک زنبور عسل سخن می‌گوید و می‌گوید که خوشی‌ها و تلخی‌ها را در آغوش دارد. شاعر به آلام و مشکلاتی که از دنیا می‌کشد اشاره می‌کند و در عین حال از ایمان و قناعت خود به زندگی می‌گوید. او به دنبال روزی است و تجربه‌هایش در پیری را بازگو می‌کند، در حالی که سختی‌های زندگی را به گردن می‌گیرد و با صبر و شجاعت به راه خود ادامه می‌دهد. شاعر به علم و عمل، داشتن امید به آینده و بی‌اعتنایی به حرف‌های بی‌محتوا اشاره می‌کند و در نهایت از وابستگی به عصا و مشکلات خود می‌نالد. در کل، شعر نشان‌دهنده‌ی تلاش و صبر در برابر چالش‌های زندگی است.