شمارهٔ ۴۴۱ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
اشک من گر اینچنین کز دل برون خواهد شدن
داغ های سینه ام گرداب خون خواهد شدن
گر نهم پا بر سر دیوانگی چون گردباد
آسمانها تخته مشق جنون خواهد شدن
در دل فرهاد من آخر غم شیرین لبان
مانده مانده همچو کوه بیستون خواهد شدن
می توان کردن به افسون اژدها را زیر دست
نفس سرکش پیش عقل آخر زبون خواهد شدن
در تلاش سلطنت افتاده اند از پای خلق
تاج اگر اینست عالم سرنگون خواهد شدن
هر که آید بر سر کوی بتان چون آفتاب
رفته رفته آخر از عالم برون خواهد شدن
سیدا هر کس به جای باده خون دل خورد
سرخ رو همچون شراب لالهگون خواهد شدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر احساس درد و غم عمیق را بیان میکند. شاعر از اشکهایی میگوید که از دلش به بیرون خواهند ریخت و داغهایی که بر سینهاش سنگینی میکند. او به دوگانگی و جنون اشاره میکند و میگوید که حتی عشق و آرزوها نیز به سردی و بیحالی تبدیل خواهند شد. در این مسیر، عقل و منطق او در مقابل احساسات سرکشش ناتوان خواهد شد. شاعر به سلطنت و قدرت اشاره میکند و نگرانی خود را درباره سقوط و زوال جهان بیان میکند. در نهایت، اشارهای به عشق و تأثیر آن بر انسانها دارد و از تأثیر عواطف بر وجود فرد سخن میگوید، بهویژه در رابطه با بلایای درونی که آنها را تحت تأثیر قرار میدهد.