نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۰ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

وقت خط جان تو بیرون از بدن خواهد شدن

همچو گل پیراهن چاکت کفن خواهد شدن

از غبار خط شود سلطان حسنت خاکمال

ملک هندوستان تو را آخر وطن خواهد شدن

سنبل زلفت که پهلو می زند بر برگ گل

زود باشد خار دیوار چمن خواهد شدن

چشمت از بیدار خوابی دردسر خواهد کشید

غنچه خسبی ها شعار آن دهن خواهد شدن

یوسف حسن تو در چاه ذقن خواهد فتاد

کاروان مور خط و زلفت رسن خواهد شدن

شمع رخسارت که آتش در جهان انداخته

زود خاکستر نشین انجمن خواهد شدن

سیدا هر کس به لیلی طلعتان دل داده است

عاقبت رسوا میان مرد و زن خواهد شدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوعات گذر زمان، مرگ و زیبایی‌های فانی می‌پردازد. شاعر به نوعی به پایان زندگی و تغییرات ناشی از آن اشاره می‌کند و می‌گوید که زیبایی‌ها و عشق‌ها در نهایت به نیروی فنا گرفتار می‌شوند. او زیبایی محبوب خود را به گل و شمع تشبیه می‌کند که در نهایت خاکستر خواهند شد. در نهایت، شاعر به سرنوشت کسانی که به عشق و زیبایی دل داده‌اند اشاره می‌کند و می‌گوید که ممکن است این عشق‌ها به رسوایی بین مردم منجر شود.