شمارهٔ ۴۶۴ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
نمی گردد صدای جود از اهل کرم بیرون
نمی آید ازاین دریادلان عمریست نم بیرون
سراب از حیله دنیاپرستان سر به صحرا زد
سزای آنکه در این عهد آید از عدم بیرون
ندارد احتیاج زیب و زینت عزت ذاتی
نگردد بوی مشک از ناف آهوی حرم بیرون
بود بیم خطر از همنفس تنهانشینان را
نمی آید ز عکس خانه آئینه دم بیرون
ز ارباب سخن کی تیره بختی دور می گردد
مدام آب سیه می آید از جوی قلم بیرون
به چشم بوالهوس راه نظر بربسته اولی تر
همان بهتر نیاید زین ترازو سنگ کم بیرون
به سوی کعبه چشم مست او احرام اگر بندد
پی قربانی او آید آهوی حرم بیرون
حصار عافیت فانوس باشد شمع مجلس را
منه ای سیدا از آستان خود قدم بیرون
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مضامینی چون دشواریهای زندگی و ناامیدی در مواجهه با دنیا میپردازد. شاعر به این نکته اشاره دارد که صدای واقعی و نیکو از اهل کرم نمیآید و افرادی که در این دنیای فریبنده زندگی میکنند، از حقیقت دورند. او تأکید میکند که زیبایی و عزت واقعی نیازی به زینتهای ظاهری ندارد و در دنیای پرخطر، انسانها باید از همنشینی با افراد بیخودی و دوستان نادرست بپرهیزند. همچنین، به قدرت کلمات و نوشتن اشاره میکند که ممکن است به نتیجهای ناخوشایند بینجامد. در نهایت، شاعر از مقام و موقعیت خود ناامید و تأکید میکند که نباید از آستان حقیقت دور شد و در حریم خود ماندگار شد.