نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۱ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

به خاک افتاده گرد سرمه چشم سیاهت من

به خون غلطیده صید بسمل تیغ نگاهت من

اسیر غنچه خندان لعلت صد قفس بلبل

گریبان پیرهن چاک گل طرف کلاهت من

به گلشن بنده آزاد سرو قامتت قمری

غلام حلقه در گوش خط سنبل پناهت من

گدای مفلس بی خان و مان پیر تهیدستی

ز پا افتاده از خود رفته سرهای راهت من

به بزم دلبران گر دعویی شیرین لبی سازی

چو کوه بیستون امروز پا بر جا گواهت من

نگه بر عارضت چون سیدا دزدیده می سازم

چو پشت آئینه شرمنده روی چو ماهت من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عمیق عشق و شیفتگی شاعر نسبت به محبوبش اشاره دارد. او از زیبایی‌های چشمان محبوبش و تأثیر نامحسوس آنها بر دل و جانش سخن می‌گوید. شاعر خود را در موقعیت‌های مختلفی تصور می‌کند که در آن‌ها تحت تأثیر زیبایی و جذابیت محبوبش قرار دارد، مانند بلبل در قفس یا گدای بی‌خانمان. او همچنین نسبت به احساسات خود و تجربیات مشترکی که با معشوق دارد، ابراز می‌کند و به نوعی از حسرت و تمنای وجود او می‌گوید. در کل، این شعر تجلی عشق عمیق و دل‌تنگی شاعر برای محبوبش است.