شمارهٔ ۴۷۵ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای دل چو بلبل از پی آن بی وفا مرو
از دست ما پریده چو رنگ حنا مرو
محراب ز انتظار تو آغوش کرده وا
بر خانه دل ز برای خدا مرو
در بزم گلرخان سبکی سنگ تفرقه است
ای بوی گل بهر نفسی چون صبا مرو
هر جا روی چو سایه به دست آر همرهی
چون آفتاب سرزده بی رهنما مرو
با قمریان حیات خود ای سرو بگذران
زینهار از نوای هزاران ز جا مرو
تا کی به ما سخن ز سر زلف می کنی
پیوسته ز سایه بال هما مرو
بیگانه وار حرف به گوش کسان منه
بیرون ز خود بهر سخنی آشنا مرو
ای سیدا تو پاس دل خود نگاه دار
تا سر بود به جای در آن کو بپا مرو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از دلش میخواهد که به دنبال دوست بی وفا نرود و از دست برود. او از دل میخواهد که در انتظار محبوب بماند و از او فاصله نگیرد. شاعر از زیبایی و لطافت عشق سخن میگوید و خواستار این است که دل بر اثر مشکلات تا حدودی حفظ کند و به بیگانگان یا صحبتهایی که برایش آشنا نیستند گوش نسپارد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که باید در حفظ دل و خودداری از لغزشها کوشا باشد.