شمارهٔ ۴۷۹ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
وصف رخش گلست و ورق گلشن است ازو
شمع است خامه ام سخن روشن است ازو
بلبل به دوش شاخ کبابیست خونفشان
گل در کنار باغ سر بی تن است ازو
آن غنچه یی که چاک گریبان ندیده است
سرهای حلقه تکمه پیراهن است ازو
آن یوسفی که دیده زلیخای من به خواب
خورشید و مه چراغ ته دامن است ازو
عیسی دمی که چاک به گردون فگنده است
دامان صبح در طلب سوزن است ازو
در خانه ای که ماه من آرام کرده است
نه گنبد سپهر یکی روزن است ازو
خال رخش اگر چه سپندیست سوخته
آتش فتاده در دل هر خرمن است ازو
گردون که دامنش ز شفق گشته لاله زار
رخساره اش چو برگ گل سوسن است ازو
باد صبا که از نفسش مشک می دمد
دور ستاره سوخته گلخن است ازو
این داغها که بر جگر لاله مانده است
ای سیدا به جان فگار من است ازو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و شکوه معشوق میپردازد و از عناصر طبیعت برای بیان احساساتش استفاده میکند. میتوان گفت که معشوق، نماد زیباییهای بهشتی و طبیعت است، مانند گل، شمع، بلبل و ماه. شاعر با تصاویر زنده و دلنشین، عشق و دلتنگی خود را به تصویر میکشد و این احساسات را به عناصر طبیعی نسبت میدهد. همچنین، شاعر به مسایل درونی و احساسی خود اشاره میکند که به شدت تحت تأثیر معشوق قرار دارد و تصاویری از عشق و اشتیاق را در قالب شعر به نمایش میگذارد.