نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۰ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

شوخ نقاشی که رنگم می کند تسخیر او

بوی خون بلبل آید از گل تصویر او

شوخ نقاشی که خون می ریزد از تحریر او

می پرد رنگ از رخم از دیدن تصویر او

در بیابانی که من طرح شکار افگنده ام

از سواد سایه اش رم می کند نخچیر او

کوهکن را کرد عشق آشکار آخر هلاک

عاقبت دریای خون گردید جوی شیر او

سر بریدن خامه را راه سخن واکردن است

عرضحال خویش گویم در ته شمشیر او

در تلاش زلف او خوبان به هم پیچیده اند

حلقه گوش پریرویان بود زنجیر او

سیدا از بس که دارم اشتیاق ناوکش

سبز میگردد به مغز استخوانم تیر او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تم زیبایی و عشق و اثرات عاطفی آن اشاره دارد. شاعر از نقاشی که توانسته او را تسخیر کند، سخن می‌گوید و بوی خون بلبل و رنگ‌ها را به تصویر می‌کشد. عشق در این متن به صورت یک احساس قوی توصیف شده که حتی باعث از بین رفتن و نابودی می‌شود. شاعر از جذابیت زلف معشوق و تأثیر آن بر دیگران می‌گوید و به اشتیاق عمیق خود اشاره می‌کند که مانند زخمی در مغز استخوانش نفوذ کرده است. در کل، این شعر بیانگر پیچیدگی‌های عشق و زیبایی‌های آن است.