نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸۸ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

پریده رنگ ز گلها و لاله بی تو

شدست خشک دهان پیاله ها بی تو

ز هیچ گوشه صدایی برون نمی آید

گره شد به گلو آه و ناله ها بی تو

کبوتری که برد نامه ها را نمی یابم

نوشته طوطی کلکم رساله ها بی تو

خمیده پشت جوانان به زیر بار غمت

برابرند به هفتاد ساله ها بی تو

به روی باغ بود سبزه نیش زهرآلود

شدست چشمه خون داغ لاله ها بی تو

ستاده اند به یکجا چو آهوی تصویر

نگه رمیده ز چشم غزاله ها بی تو

ز دستبرد فلک ساغری به جای نماند

شکسته سنگ حوادث پیاله ها بی تو

کسی به داد دل ما و سیدا نرسید

به گلشن آمده کردیم ناله ها بی تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر غم و اندوه خود را بیان می‌کند که در غیاب محبوبش، همه چیز رنگ و بویی دیگر دارد. گل‌ها و لاله‌ها بدون او پژمرده و بی‌حياةند و صدای ناله‌ها خفه شده است. او از نبود کبوتری که پیام‌ها را بیاورد و از غم جوانان که زیر بار غم محبوب خمیده‌اند صحبت می‌کند. در باغ، زهر نیش سبزه و خون داغ لاله‌ها حس می‌شود. همچنین شاعر به حسرت و ناله پرداخته و تأکید می‌کند که هیچ‌کس به داد دل او نمی‌رسد و غم در گلشن نیز حضوری پررنگ دارد. در کل، شعر نشان‌دهنده‌ی عمق ناراحتی و تنهایی شاعر است.