نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۹۲ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آمده بهار و نشاء و نمای زمانه کو

بر شاخ گل رواج به بلبل ترانه کو

خم بی دماغ و شیشه تهی سرنگون قدح

با ساکنان میکده اسباب خانه کو

از ناقه بلبلان به گلستان گداختند

ای باغبان به مرغ چمن آب و دانه کو

سرو از هجوم زاغ و زغن گشت پایمال

ای قمریی غریب تو را آشیانه کو

بر لوح خاک پادشهان این نوشته اند

ای آنکه بود بر سر تو شامیانه کو

از آه بی اثر چو نفس سینه ها پر است

ترکش لبالب است ز تیر و نشانه کو

فیضی که بود بر در ارباب جود رفت

سرها که فرش بود در این آستانه کو

بر خون یکدیگر همه خلق تشنه اند

رحمی که بود در دل اهل زمانه کو

دل گرمی سمندر و پروانه را نماند

بر شمع سرکشی و در آتش زبانه کو

باد صبا ز طره سنبل کشیده دست

کاکل بیجا و بر کف مشاطه شانه کو

ای سیدا به روی جوانان حیا نماند

در چشم بوالهوس نگه عاشقانه کو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر بهار و زایش را به تصویر می‌کشد و به طبیعت و زیبایی‌های آن اشاره می‌کند. بلبل و گل، میکده و ساکنان آن، و تنهایی و غم دل‌ها در این دوران تحت تأثیر قرار گرفته‌اند. شاعر از بی‌تفاوتی انسان‌ها در مقابل زیبایی‌ها و محبت‌های از دست رفته سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که در زمانه‌ای که بی‌رحمی و تنهایی حاکم است، عشق و محبت به فراموشی سپرده شده‌اند. همچنین به ناکامی در حفظ و نگهداری روابط و احساسات انسانی اشاره دارد و فضای غم‌انگیز و بی‌حالی را به تصویر می‌کشد. در نهایت، شاعر از فقدان حیا و عشق در جوانان نیز lament می‌کند.