شمارهٔ ۴۹۹ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای گل نرگس فدای چشم چون بادام تو
سرو چون فواره سیمابی آرام تو
خانه چون فانوس از شمع جمالت روشن است
ماه چون پروانه می گردد به گرد بام تو
احتیاج نامه قاصد نمی باشد مرا
خط پشت لب به سویم آورد پیغام تو
گوشه چشمت به سوی من نمی افتد نظر
من کیم تا بهره مندی یابم از انعام تو
گشته همچون حلقه در خواب در چشمم حرام
روزگاری شد که دارم گوش بر پیغام تو
نقش پایت می دهد چشم غزالان را فریب
دیده آهوست گویا حلقه های دام تو
سروها کردند همچون سایه خود را خاکمال
تا به گلشن جلوه گر شد سرو خوش اندام تو
مهر خاموشی به لب چون سیدا افگنده ام
کرده ام همچون نگین خود را فدای نام تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت یک معشوقه میپردازد. شاعر با توصیف ویژگیهای ظاهری معشوق خود، مانند چشمانش که به بادام تشبیه شده، و موهای او که شبیه به گیاه سرو هستند، از او ستایش میکند. او تأکید میکند که خانهاش به خاطر زیبایی معشوق روشن است و مانند ماه، همواره در جستجوی اوست. شاعر بیان میکند که نیازی به پیامرسانی ندارد و خود به تنهایی به محبوبش فکر میکند. همچنین او از زیبایی معشوق به گونهای صحبت میکند که گویی در تلهای افتاده است و دیدن او برایش دشوار شده است. در نهایت، شاعر میگوید که با محبت و نام معشوق خود برای او ارزش قائل است و خود را به عنوان گوهر و نگینی برای او تقدیم کرده است.