نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۳ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

برآرد از چمن گل را خزان آهسته آهسته

کشد خار انتقام از بوستان آهسته آهسته

چو شمع از فکر رویش رفته رفته آب گردیدم

فتاد این آتشم در مغز جان آهسته آهسته

میان ما و او یکذره کلفت سد آهن شد

شود ریگ روان کوه گران آهسته آهسته

چو برق امروز اگر چه تندرو باشد ولی فردا

ز پیشم بگذرد دامنکشان آهسته آهسته

چو برق امروز اگر چه تندرو باشد ولی فردا

ز پیشم بگذرد دامنکشان آهسته آهسته

به رویش زلف و خط چندان هجوم آورد می ترسم

کند این ملک را هندوستان آهسته آهسته

از آن روزی که من خود را نشان تیر او کردم

فتادم دور از آن ابروکمان آهسته آهسته

ببر آن قد موزون خواهد آمد صبر باید کرد

شود صاحب ثمر نخل جوان آهسته آهسته

چو گل امروز اگر چه بر سر هنگامه جا دارد

نشنید عاقبت بر آستان آهسته آهسته

به وقت سبزه نتوان زود رفتن سیدا از باغ

ببر پیوند از خط بتان آهسته آهسته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تصویر کشیدن تدریجی زوال زیبایی‌ها و عشق می‌پردازد. شاعر به آرامی کاهش گل‌ها و گیاهان به واسطه‌ی خزان و انتقام خاری که از بوستان می‌گیرد را توصیف می‌کند. او از عشقش رنج می‌برد و مانند شمعی که ذوب می‌شود، آرام آرام در درون خود دچار سوختگی می‌شود. فاصله‌ای که میان او و معشوقش ایجاد شده، همچون سدی آهنی است. شاعر به سرعت و گذر زمان اشاره می‌کند و می‌گوید هرچند در این لحظه سریع به نظر می‌رسد، اما در آینده به آرامی خواهد گذشت. همچنین، او از زیبایی معشوقش و غم ناشی از دوری از او سخن می‌گوید و صبر را برای رسیدن به ثمر عشق توصیه می‌کند. در نهایت، او به ناتوانی در فرار از باغ سبز و زمان اشاره می‌کند و بر لزوم صبر تأکید می‌کند.