نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰۲ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

فصل نوروز است می‌آید هوای تازه‌ای

بلبل و گل را شده برگ و نوای تازه‌ای

بر سر افتادگان افتاده سودای لباس

سرو می‌خواهد درین موسم قبای تازه‌ای

حلقه تسبیح خود کردند حق‌گویان جدید

فاخته افگنده در گردن ردای تازه‌ای

داده خورشید فلک تبدیل جای خویش را

تا شود آیینه‌رویان را صفای تازه‌ای

می‌توان دانست همچون شیشه می سیدا

در دل هر کس که باشد مدعای تازه‌ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به فصل نوروز و تغییراتی که این فصل به همراه دارد اشاره می‌کند. با آمدن نوروز، طبیعت دوباره جان می‌گیرد و بلبل و گل به سرود و سرزندگی جدیدی دست می‌یابند. در این ایام، مردم به خرید لباس‌های نو و تازه می‌پردازند و به آرایش ظاهری خود اهمیت می‌دهند. شاعر همچنین به تغییر در موقعیت خورشید و زیبایی آن در این فصل اشاره می‌کند که منجر به روشنایی و صفای جدیدی برای انسان‌ها می‌شود. در نهایت، او می‌گوید که هر کس در دل خود ایده‌ها و آرزوهای جدیدی دارد که در این ایام به ظهور می‌رسند.