شمارهٔ ۵۰۷ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دلبر سوداگرم از شهر کابل آمده
در پیش چون عارفان عاشقان کل آمده
بهر طوف آستان کوی آن گل پیرهن
از گلستان خانه خیز امروز بلبل آمده
ساکنان هند را نقش پریشان ساخته
پیش پیش کاروانش بوی سنبل آمده
بهر دامنگیریش قد راست کرده ارغوان
از برای خیربادش نکهت گل آمده
شمع خود را کرده پنهان در میان دود آه
سوی بزمم تا پریشان کرده کاکل آمده
تا نهاده پا به سیر کوچه باغ بوستان
از چمن بیرون به استقبال او گل آمده
سیدا خود را چو قمری در قفس انداخته
بس که سرو او ز سر تا پا تغافل آمده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف دلبر و زیباییهای او میپردازد که از کابل آمده است. او مانند عارفانی عاشق در پیش مردم قرار گرفته و برای عبدان (عاشقان) خود جاذبهای خاص ایجاد کرده است. زیبایی و لطافت او باعث میشود که گلها و عطرها به استقبالش بیایند و هر چیزی به نوعی تحت تأثیر حضور او قرار گرفته است. شاعر همچنین به نغمه بلبل اشاره میکند که به خاطر او به پرواز درآمده است و به طور کلی این شعر بیانگر عشق و دلباختگی شاعر به محبوبش است.