نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲۸ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا امشب چو زلف خود پریشان کردی و رفتی

به روی خویش چون آئینه میزان کردی و رفتی

تو را آورده بودم از برای حل مشکل ها

چو دیدی مشکل من بر خود آسان کردی و رفتی

کشیدی دامن خود از کفم ای لاله روی من

مرا چون داغ آتش در گریبان کردی و رفتی

روم چون گردباد و در بیابان ها وطن سازم

مرا مانند مجنون خانه ویران کردی و رفتی

نه بیند بعد از این پهلوی زارم خواب آسایش

به روی بسترم خار مغیلان کردی و رفتی

به داغ سینه مرهم جستم و الماس پاشیدی

گلستان مرا بر خاک یکسان کردی و رفتی

به چشم سیدا ای بی ترحم ای جفا پیشه

به جای توتیا ریگ بیابان کردی و رفتی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره یک جدایی و درد ناشی از آن است. شاعر به فردی اشاره می‌کند که با زیبایی و محبت خود، او را به زندگی شاداب کرده ولی در نهایت با بی‌رحمی و بی‌احساسی او را ترک کرده است. شاعر از این جدایی و عذاب‌های ناشی از آن، مانند داغ آتش و خار بر بستر، سخن می‌گوید و احساس می‌کند که زندگی‌اش به ویرانی تبدیل شده است. او از عدم آسودگی و ناکامی در پیدا کردن آرامش سخن می‌گوید و به طور کلی موضوع غم و ناامیدی ناشی از عشق ناکام را به تصویر می‌کشد.