شمارهٔ ۵۳۶ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلم را برده از جا سرو قد نازک اندامی
تنی گلبرگ نسرینی مقشر مغز بادامی
چو بوی گل سبکروحی چو شبنم تیز پروازی
نظر غایب شوی تمکین صبا سیماب آرامی
جبین بی عیب رخساری صنوبر جلوه بی مثلی
تماشاگاه بی نقصی گلستان بانجامی
کلام چرب و شیرینی زبان بادام قندینی
دهان پر ز احسانی لب آماده انعامی
نگه دزدیده طراری به مشرب آشنا یاری
تواضع شیوه خوش چشمی بهشتی رو نکونامی
به موج باده همسنگی به مهر و کینه یکرنگی
به صلح آمیخته جنگی نشاط انگیز دشنامی
کمین گیری مزور پیشه یی بیدانه صیادی
نگار نوخط مشکین کمند عنبرین دامی
قد مصراع رنگینی ورق افشان بناگوشی
بیاض گردن صافی مجلا نقره خامی
به حق دین و آئینت به جان سیدا رحمی
نمانده طاقت و تابی ندارد صبر و آرامی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از زیبایی و دلربایی معشوق سخن میگوید. او قد و قامت نازک و دلنشین معشوق را توصیف میکند و از لطافت و زیباییهای ظاهری او مانند گل و شبنم یاد میکند. همچنین از زبان شیرین و دلنشین معشوق و مهربانیهای او حرف میزد و به عواطف و احساسات عمیق خود اشاره میکند که سبب شده تحمل دوری او برایش امکانپذیر نباشد. شاعر در انتها از بیتابی و ناتوانی خود در مواجهه با این عشق حقیقی میگوید.