شمارهٔ ۵۴۵ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
از کدامین چمن ای سرو روان می آیی
همچو گل برزده دامان به میان می آیی
چین به ابرو زده چشم لبالب و غضب
ترکش ناز پر از تیر و کمان می آیی
ماه را پیرهن هاله به تن چاک شده
پرده بر روی کشیده ز کتان می آیی
آستین برزده و خنجر خونریز به دست
ای جفاپیشه به قصد دل و جان می آیی
بوی خون از سخن زیر لبت می آید
همچو مینا به می آلوده دهان می آیی
می روی چون نگه از خانه برون چابک و چست
زود می آیی و از دیده نهان می آیی
داغها دست به دامان تو آویخته اند
مگر آتش زده بر لاله ستان می آیی
سیدا را به نگاه رم آهو دریاب
گر به دلپرسی صاحب نظران می آیی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به زیبایی و جذابیت یک معشوق میپردازد. شاعر با توصیف ویژگیهای ظاهری و رفتاری محبوب خویش، از او به عنوان موجودی دلربا و خطرناک یاد میکند. او به چمن و گلهای زیبا، ابروان کمانی و چشمان غضبآلود اشاره میکند و حساتی از عشق و درد را از زبان این معشوق بیان میکند. همچنین به نشانههای جفا و تهدید از سوی او و تأثیرات عاطفیاش پرداخته است و در نهایت از اهل نظر خواسته میشود تا درک عمیقتری از این عشق داشته باشند.