شمارهٔ ۵۵ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
با بد و نیک جهان از بسکه همدوشیم ما
سرمه را چشمیم و حرف سخت را گوشیم ما
عقده ایی در هر خم زلفی که باشد شانه ایم
کاکلی هر جا پریشان می شود دوشیم ما
قامت ما خم شده و فکر کنار از سر نرفت
چون کمان حلقه تنگ از دست آغوشیم ما
زلف او را بنده ایم و کاکل او را اسیر
سنبل او را غلام حلقه در گوشیم ما
بس که امروز امتیاز از اهل عالم برده اند
زهر اگر در جام ما ریزند می نوشیم ما
هیچ کس از ما لباس تیره بختی را نبرد
روزگاری شد که چون کاکل سیه پوشیم ما
معنی در هر که می بینیم خدمت می کنیم
خانه زاد اهل فهم و بنده هوشیم ما
شکوه روشندلان را قاصدی در کار نیست
هر که از ما هرچه گوید در بناگوشیم ما
سیدا همصحبتان ما را نمی سازند یاد
غنچه سان از تنگدستی ها فراموشیم ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف وضعیت روحی و اجتماعی انسانها میپردازد که در شرایط سخت و نامناسب زندگی، با همدلی و همدردی در کنار یکدیگر هستند. شاعر اشاره میکند که ما از نیکوبد دنیا آگاهیم و در مقابل مشکلات دست از تلاش نمیکشیم. هر کمال و زیبایی را در اطراف خود میبینیم و با شور و شوق به آن پاسخ میدهیم. همچنین، شاعر از رنجها و تنگدستیها صحبت کرده و نشان میدهد که با وجود سختیها، هنوز به زیباییها و معنای زندگی توجه داریم و از آن غافل نیستیم. در نهایت، با این که شرایط دشوار است، ولی امید و ارادهمان را حفظ کردهایم.