نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یارب از دارالشفای خود دوایی ده مرا

لطف کن افتاده ام از پا عصایی ده مرا

مشت گل را داده جان و مرغ عیسی کرده ایی

قوت اعضا کرم کن دست و پایی ده مرا

بر زبان ناتوانی غنچه باشد ناله ام

بلبل گلزار صحبت کن نوایی ده مرا

می زند نبضم بر انگشت طبیبان پشت دست

با تو روی آورده ام یارب دوایی ده مرا

می کنی از تنگنای خاک گلشن ها برون

غنچه ام امروز باغ دلگشایی ده مرا

سینه را وا کرده برخیزم ز جا مانند گل

از نسیم عافیت باد و هوایی ده مرا

بی کسم از کعبه مقصود دور افتاده ام

جز تو غمخواری ندارم رهنمایی ده مرا

بهر طاعت گوشه محراب را منزل کنم

بی ریا توفیق کنم پشت دوتایی ده مرا

آرزو دارم که ایثارت کنم چون سیدا

یا کریم الاکرمین دست رسایی ده مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از خداوند درخواست کمک و درمان دارد. او از شدت بیماری و مشکل به ستوه آمده و از خدا می‌خواهد که به او دارویی بدهد تا بتواند دوباره به حالت طبیعت خود برگردد. او اشاره می‌کند که اگرچه دچار مشکل است، اما امید دارد که با لطف خداوند از مشکلات رهایی یابد. شاعر به تضاد میان ناتوانی خود و زیبایی گل‌ها اشاره می‌کند و از خداوند می‌خواهد تا با نسیم عافیت و آرامش به او کمک کند. او همچنین به تنهایی خود در این مسیر اعتراف می‌کند و خواستار رهنمایی و توفیق در عبادی خالصانه است. در نهایت، او آرزو دارد که با الهام از بزرگان، خدمتی به بندگان خدا کند.