شمارهٔ ۵۵۸ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
قدت در چشم خود جا کرده ام ای دوست می رنجی
نهالت گفته ام سرو لب این جوست می رنجی
شد از نظاره رخسار تو گلدسته مژگانم
نگاهم مارپیچ طاق این ابروست می رنجی
به فکر روی تو عمریست من پشت خمی دارم
سرم چون غنچه در آئینه زانوست می رنجی
مرا جرمی نباشد آه من غیر از گرفتاری
کمند گردن من حلقه آن موست می رنجی
به حال سیدا عمریست پروایی نمی سازی
بیابان گرد از دست تو چون آهوست می رنجی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و احساس عمیق شاعر نسبت به محبوبش اشاره دارد. شاعر از درد و رنجی صحبت میکند که در اثر دوری و عدم توانایی در ارتباط با معشوق به او دست میدهد. او زیباییهای محبوبش را توصیف میکند و از حسرت و اندوهی که بر دلش نشسته، میگوید. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که عشق و علاقهاش باعث رنجش او و محبوبش میشود و به نوعی به حال و روز خود چه در عشق و چه در زندگی اشاره میکند.