شمارهٔ ۵۵۹ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به سوی کلبه ام ای نازنین دوش آمدی رفتی
ز احوالم نپرسیدی و خاموش آمدی رفتی
سخن ناگفته بنشستی خرابت من کبابت من
ز جام حسن می نوشیده بیهوش آمدی رفتی
چو بلبل ناله زار من ای بی رحم نشنیدی
به رنگ غنچه گل پنبه در گوش آمدی رفتی
سرت گردم کجا آموختی این دردمندی را
گریبان چاک و بی پروا کله پوش آمدی رفتی
مثل شد سرو، همچون سیدا بر بی سر و پای
به سیر بوستان تا جام بر دوش آمدی رفتی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احوالات شاعر پس از ملاقات با معشوق میپردازد. شاعر از آمدن و رفتن معشوق با حسرت یاد میکند و به عدم توجه او به احساساتش اشاره دارد. او مانند بلبل غمگینی در ناکامی و درد خود فریاد میکشد، اما معشوق بیاعتنا به او فقط میآید و میرود. شاعر از او میپرسد که چگونه توانسته این چنین بیاحساس باشد و در نهایت، تصویرهایی زیبا از معشوق به نمایش میگذارد.