نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۰ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر شب از یادت منور می کنم کاشانه را

گردباد آه می سازم چراغ خانه را

می کند عشاق را سنگ فلاخن کوی تو

جوش سودای تو گرداند سر دیوانه را

تا به زلفت ره نیابد دست غماز نسیم

می کنم خار سر دیوار کویت شانه را

ساغر ما را زدی چون لاله بر خاک سیاه

کرده چشم باده نوشت سرمه دان پیمانه را

ای فلک بر روزیی ما تنگ چشمی ها مکن

سهل باشد از دهان مور بردن دانه را

کلک خود را بعد از این در زیر سر نه سیدا

متکای خویش کن شاخ گل افسانه را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و درد و عشق شاعر نسبت به معشوق می‌پردازد. شاعر هر شب یاد معشوق را در دل خود روشن می‌کند و با احساساتی همچون غم و سوز، فضای زندگی‌اش را می‌سازد. او از تاثیر عشق بر روح و جسم خود می‌گوید و به سختی‌های ناشی از این عشق اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر از تقدیر و قضا و قدر می‌خواهد که نسبت به حال او تنگ نظر نباشد و پیشنهاد می‌دهد که پس از این، افکار و احساساتش را به خواب بسپرد.