شمارهٔ ۶۸ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خداوندا مده از جوی غفلت آب تاکم را
ز دست معصیت کوتاه کن دامان پاکم را
کند پرهیز انگشت حکیم از جنبش نبضم
نباشد چاره یی غیر از تو جان دردناکم را
تنم را همچو گل کردی به داغ آلوده صبری ده
دهان شکرگویان ساز زخم سینه چاکم را
به خدمت بندگان تقصیر سازند از گرانجانی
ز باد و آتشم مالی کرم کن آب و خاکم را
مرا چون سیدا کین کسی در دل نمی باشد
گرفتار بلا کن هر که می خواهد هلاکم را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از خداوند درخواست میکند که او را از غفلت دور نگه دارد و از گناهانش خلاص کند. او خواستار صبر و آرامش در دلش است و میخواهد که دردهایش کم شود. شاعر احساس میکند که از خدمت به بندگان خدا کوتاهی کرده و از خدا میخواهد که به او کمک کند تا جسم و جانش پاک گردد. همچنین، او به تنها بودن خود و در خطر بودنش اشاره میکند و از خدا میخواهد که نجاتش دهد. به طور کلی، شعر پر از تقاضا و استغاثه به خداوند است تا در سختیها و مشکلات یاریاش کند.