نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۸ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز چشمم قمریان دارند تعلیم پریدن‌ها

ز شمشاد تو سرو بوستان‌ها قد کشیدن‌ها

به داغ لاله‌زارم می‌زنی آتش چه ظلم است این

به پا بستن حنا و سرمه بر نرگس کشیدن‌ها

تغافل، خانه‌زاد گوشه چشمان فتانت

غلام حلقه در گوشت، سخن‌ها ناشنیدن‌ها

تردد کرده کرده عاقبت از خویشتن رفتم

ز پا چون نقش پا افتادم آخر از دویدن‌ها

سرانگشت از ندامت چون سر مسواک می‌سازم

به یادم چون رسد گهواره و پستان مکیدن‌ها

ز جانان می‌رسد ای سیدا امروز مکتوبی

کبوتروار چشمم دارد انداز پریدن‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی‌های طبیعت و عشق سخن می‌گوید. او از پرندگان و درختان یاد می‌کند و به احساسات خود درباره معشوق می‌پردازد. شاعر به داغی که در دل دارد و رنجی که از عشق می‌کشد، اشاره می‌کند و از بی‌توجهی معشوق به خود گلایه می‌کند. او همچنین از سختی‌های پرواز و فاصله‌ای که از خود احساس می‌کند، سخن می‌گوید و در نهایت به یاد روزهای کودکی و محبت‌های اولیه برمی‌گردد. نامه‌ای از جانان دریافت کرده که احساساتش را تشدید می‌کند و بر longing و آرزوهایش می‌افزاید.