نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷ سیدای نسفی

سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای نگاهت متکای جان به غارت داده‌ها

گردش چشمت کمند وحدت آزاده‌ها

بر زمین خاکساران تا قدم آورده‌ای

نقش پایت می‌زند گل بر سر افتاده‌ها

نام آزادی برآوردند در باغ جهان

همچو سرو بوستان در خدمتت ایستاده‌ها

من کجا ای شیخ و بزم توبه‌فرمایان کجا

می‌پرد مرغ کباب از صحبت بی‌باده‌ها

کی کنند از نیک و بد آیینه‌رویان امتیاز

می‌توان جا کرد خود را در میان ساده‌ها

گریه مستانه‌ام در خانقه آورد زور

زاهدان کردند پای انداز خم سجاده‌ها

سیدا تا دوریی منزل تو را روشن شود

همچو تار شمع پیچیدند با هم جاده‌ها

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف زیبایی و قدرت نگاه و چشمان یک انسان آزاداندیش می‌پردازد که تاثیر عمیقی بر خاکساران و جامعه دارد. شاعر عشق و آزادی را به‌عنوان اصلی مهم معرفی می‌کند و به تضاد میان زهد و عرفان واقعی و ریاکاری زاهدان اشاره می‌کند. در نهایت، او از دوری و جستجوی حقیقت صحبت می‌کند و به تلاش برای رسیدن به روشنایی و حقیقت در زندگی معاصر اشاره دارد.