شمارهٔ ۸۶ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ناله کردن بر سر کویش هوس باشد مرا
می نهم لب بر لب نی تا نفس باشد مرا
بر طواف کعبه کویش به پهلو می روم
نقش پا گیراتر از دست عسس باشد مرا
بر دلم رحمی کن ای صیاد از خونم گذر
صحبت گرمی به مرغ این قفس باشد مرا
در تماشای شکرگاهی که خوابم می برد
سایه بانها بر سر از بال مگس باشد مرا
می روم در گلستان و کوس رحلت می زنم
خنده هر غنچه یی بانگ جرس باشد مرا
بر رفوگر چشم کی دوزد قبای پاره ام
گر به سوزن رشته داری دسترس باشد مرا
می روم شبها که سر در آستان او نهم
سایه دیوارکوبی او عسس باشد مرا
خار و خس آیند بهر پای بوسی خانه خیز
آشنا گر شعله آتش نفس باشد مرا
کی رسم بر آرزوهای دل خود سیدا
میوه باغ تمنا نیمرس باشد مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر احساسات عمیق و عاشقانهی گوینده را بیان میکند که در آرزوی وصال معشوق خود است. او به طور استعاری از ناله کردن، طواف کعبه و گشت و گذار در گلستان صحبت میکند، که نشاندهندهی زیارت و دلدادگیاش است. گوینده همچنین به مشکلات و دردهای عاطفی اشاره میکند و از درد جدایی و آرزوهایی که در دل دارد، میگوید. در نهایت، او به ناامیدی و حسرتی که در پی دستیابی به عشق واقعیاش دارد، اشاره میکند و این نکته را میگوید که آرزویش همچنان ادامه دارد.