شمارهٔ ۹۱ سیدای نسفی
سیدای نسفی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای خرامت را ثناگو همچو قمری هوشها
سرو قدت را حصار عافیت آغوشها
سربلندان همچو سرو آواز سایل نشنوند
کردهاند از طوق قمری حلقهها در گوشها
شهد اگر خواهی برو در خانه زنبور باش
نیشها دارند در پی صاحبان نوشها
ای خوش آن روزی که بر دارند گردون را ز سر
تا شود روشن چه باشد زیر این سرپوشها
ریختند ای سیدا بر دیگم آخر آب سرد
مدتی با اهل دولت کرده بودم جوشها
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش زیبایی و مقام انسانی میپردازد. شاعر از خرامیدن و زیبایی دلنشین عوافل میگوید و قد بلند و شکوه سرو را در نظر دارد که مثل قمریها مورد تحسین قرار میگیرد. او به مخاطب یادآوری میکند که برای به دست آوردن عسل (خوبیها) باید در کنار زنبور (صاحبان نعمتها) بود، اما باید مراقب نیشهای آنها نیز بود. در انتها، شاعر به آرزوی روزی اشاره میکند که رازها و حقایق در زیر پردهها نمایان شوند و در این راستا از تجربههای تلخ خود با اهل قدرت و سیاست سخن میگوید.