شمارهٔ ۱۱۷ - شلغم فروش سیدای نسفی
سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دلبر شلغم فروش خویش را دیدم ز دور
گفتمش از پا فتادم گفت ای شل غم مخور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نظاره دلبر خود که شلغم میفروشد میپردازد. او از دور به دلبرش میگوید که از پا افتاده است، و دلبرش به او پاسخ میدهد که نگران نباشد. این گفتوگو نشاندهندهٔ محبت و تسلی خاطر در روابط است.