شمارهٔ ۱۴ - بافنده سیدای نسفی
سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
با مه بافنده هرکس حالش آگه میکند
عاقبت خود را به پای خویش در چه میکند
ماندهام در کوی او کرباس و هردم میروم
من ز یک سو میدهم آهار و او ته میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی گم شدن و خیالپردازی شخصی است که در کوی معشوق خود سرگردان است. او از حال خود آگاه است و به نقش و کار خود در این ارتباط فکر میکند. به نوعی احساس سردرگمی و تنهایی را نشان میدهد، که در عین تلاش برای برقراری ارتباط، شاهد بیتوجهی معشوقش است. در نهایت، شاعر به وضعیت خود و احوالاتش در این عشق آرزومند میپردازد.