نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۱ - سیاهی فروش سیدای نسفی

سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گفتم شبی به شوخ سیاهی فروش خود

از من چه دیده یی که سیاهی نمی کنی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت شاعر سوال می‌کند که چرا سیاهی فروش به او توجهی نمی‌کند. او به شوخی از او می‌خواهد که چیزی را در مورد خود بگوید که نشان دهد چرا او را نادیده می‌گیرد. به نوعی شاعر به دنبال درک این رابطه و دلیل بی‌توجهی است.