شمارهٔ ۲۲۴ - رنگریز سیدای نسفی
سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
کردمش با رنگریز امرد شبی گفت و شنود
پشت دستی زد که شد چشمم سیه رویم کبود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این بیت از درد و رنج ناشی از جدایی یا عشق ناکام صحبت میکند. او به یاد لحظهای میافتد که با معشوق (رنگریز) به گفتوگو نشسته و در پی این گفتگو، بهطور ناخواسته دچار آسیب عاطفی شده است. این آسیب به حدی است که چشمانش به خاطر غم و اندوه سیاه و کبود شدهاند.