شمارهٔ ۶ - زرگر سیدای نسفی
سیدای نسفی / شهر آشوب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
دلبر زرگر شبی بگذاشت پا در مسکنم
آمد و انداخت طوقی بندگی در گردنم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر از دلبر زرگر میگوید که یک شب به منزل او آمده و طوقی از بندگی را به گردن او انداخته است. این اشاره به پذیرش عشق و وابستگی به معشوق دارد.