بخش ۲ - گفتار در آفرینش مردم سرایندهٔ فرامرزنامه
سرایندهٔ فرامرزنامه / فرامرزنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
مگر مردمی خیره دانی همی
جز این را ندانی نشانی همی
تو را از دو گیتی برآورده اند
به چندین میانجی بپرورده اند
نخستین به فطرت پسین شمار
تویی خویشتن را به بازی مدار
شنیدم ز دانا دگرگونه زین
چه دانیم راز جهان آفرین
نگه کن سرانجام خود را ببین
چو کاری بیابی بهی برگزین
به رنج اندر آری تنت را رواست
که خود رنج بردن به دانش سزاست
به رنج اندر است ای خردمند گنج
نیابد کسی گنج نابرده رنج
نه گشت زمانه بفرسایدش
نه این رنج و تیمار بگزایدش
ازو دان فزونی وز او دان شمار
بد و نیک نزدیک او آشکار
ز یاقوت سرخست چرخ کبود
نه از باد و آب و نه از گرد و دود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به نوعی تامل و تفکر درباره زندگی و جایگاه انسانی پرداخته است. شاعر بر این باور است که انسان باید خود را از بندهای مادی رها کند و به فطرت خود بپردازد. او اشاره میکند که زندگی و رنجها بخشی از مسیر یادگیری و دستیابی به دانش هستند و این رنجها به انسان گنجی نهفته میدهند. همچنین، مهم است که انسان به پایان کار خود بنگرد و در انتخاب راه درست دقت کند. در نهایت، از طریق آگاهی و دانایی، انسان میتواند به معانی عمیقتری از زندگی دست یابد.