بخش ۳ - گفتار در آفرینش آفتاب سرایندهٔ فرامرزنامه
سرایندهٔ فرامرزنامه / فرامرزنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
به چندان فروغ و به چندان چراغ
بیاراسته چون به نوروز باغ
روان اندر و گوهر دلفروز
کزو روشنایی گرفتست روز
که هر بامدادی چو زرین سپر
ز خاور بر آرد فروزنده سر
زمین پوشد از نور پیراهنا
شود تیره گیتی بدو روشنا
چو از مشرق او سر به خاور کشد
ز خاور شب تیره سر بر کشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و روشنی روز پرداخته و نوروز را به عنوان نمادی از زایش و تجدید حیات معرفی میکند. او از درخشش خورشید در صبحگاهان سخن میگوید که با طلوع خود، زمین را از روشنایی پر میکند و شب تاریک را کنار میزند. این شعر به زیبایی تحول و روشنیای اشاره دارد که هر روز تازه آغاز میشود.