نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۰ - نبرد فرامرز با طهمور(و) گرفتار شدن طهمور به دست فرامرز در صف جنگ سرایندهٔ فرامرزنامه

سرایندهٔ فرامرزنامه / فرامرزنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

فرامرز را گفت کای نامدار

کجا مرد هند از تو گیرد فرار

سزد گر کنون پا به میدانی نهی

که چون می نهی پا به زندان نهی

فرامرز یل سوی آویز شد

سمند جهانگیر زو تیز شد

بدو گفت کای هندوی بدنژاد

به مادر بزادی چه نامت نهاد

نبینی که دریا به موج اندر است

به هر موج کآید نهنگش سر است

زمان بر زمین تیغ بارد همی

پلنگ از شدن سر ببارد همی

هم اکنون یکی تیغ ریزان شود

که آشوب گردان گریزان شود

چنین یک یک از لشکر بی شمار

بدین تیغ سامی نمایم سمار

جهانی به یک لقمه سازد نهنگ

که یک یک چنین پیشش آرد درنگ

بگفت این و آمد دمان و دوان

برو راست کرده یکایک سنان

بزد نیزه وز اسب زیرش فکند

گرفت و ببرد آن دلاور نهنگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

فرامرز به هندوی تنومند می‌گوید که چرا از او فرار می‌کند و پیشنهاد می‌دهد که به میدان بیاید. او از قدرت و توانایی‌هایش صحبت می‌کند و به هندوی بدن‌نژاد می‌گوید که نامش چیست. فرامرز به او یادآوری می‌کند که دریا همیشه در حال تلاطم است و در هر موج، خطراتی همچون نهنگ‌ها وجود دارد. او به هند یادآوری می‌کند که زمان بر روی زمین همچون تیغ می‌بارد و هر موجودی باید آمادگی مواجهه با خطرات را داشته باشد. در نهایت، فرامرز با شجاعت و سرعت به جنگ برمی‌خیزد و دلاور نهنگ را شکست می‌دهد.