نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۴ - سؤال کردن فرامرز(و) پاسخ دادن برهمن سرایندهٔ فرامرزنامه

سرایندهٔ فرامرزنامه / فرامرزنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

دگر گفت کای نامور مرد شنگ

شنیدم به گیتیست پنهان نهنگ

نه پیدا به مرد است و همراه مرد

دوان مرد او درپی آید چو گرد

شب و روز تازان و در پی دوان

چو دیدش نبخشد زمانی زمان

مرا و تو را در پی است این نهنگ

نه جای درنگ و نه یارای جنگ

به پاسخ بدو گفت کای پهلوان

حذر کن که ناگه بپرد روان

نهنگ اندرون هفت خوانست و مرگ

که برد یکایک همه شاخ و برگ

تو پویان و نازان و اندر ز پی

چه درویش با او چه سالار کی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، سخن از یک مرد شجاع است که از وجود یک نهنگ پنهان در دنیا مطلع شده و نگرانی‌هایی را درباره آن ابراز می‌کند. او به دیگران هشدار می‌دهد که این نهنگ خطرناک است و به دنبال شکار خود می‌دود. شاعر به ویژگی‌های این نهنگ اشاره کرده و از دشواری‌ها و رنج‌هایی که ممکن است بر سر راه قهرمانان پیش آید، صحبت می‌کند. او همچنین تأکید می‌کند که در مواجهه با این خطر، باید احتیاط کرد و از جنگ با این موجود پرهیز کرد، زیرا نتیجه آن ممکن است مرگ باشد.