نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷۶ - جواب دادن فرامرز سرایندهٔ فرامرزنامه

سرایندهٔ فرامرزنامه / فرامرزنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بدو گفت کای پیر زنار بند

قلم باشد آن بر در هوشمند

سواره به انگشت پویان به سر

همی ریزد از وی سراسر گهر

به پیری سرشتی و آنگه بجوی

نماند تو این داستان را بگوی

از این بهترت هست چیزی بیار

ترا هست میدان بدین سان چهار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مکالمه‌ای بین یک پیرزن و یک فرد دانا اشاره دارد. پیرزن از دانایی و خرد ادب سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که قلم در دستان هوشمند مانند گوهری درخشان است. او در ادامه به پیری و جستجوی معنای زندگی اشاره کرده و از پیرزن می‌خواهد که داستانی بگوید. همچنین به او یادآوری می‌کند که اگر چیزی بهتر از این دارد، آن را به اشتراک بگذارد. در نهایت، او میدان را چهار برابر می‌داند و به احتمالاً به ارزش و اهمیت داستان‌ها و دانایی اشاره می‌کند.