بخش ۷۴ - جواب دادن فرامرز سرایندهٔ فرامرزنامه
سرایندهٔ فرامرزنامه / فرامرزنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
که این کوه نبود بجز آدمی
کجا اصل دارد ز خاک و زمی
همان نرگسش چشم و گل هست روی
همه بوستان سنبلش هست موی
دلش خسرو و دست جنگی سپاه
زبان پاک دستور و تن بارگاه
همان مطبخش معده و چشم و روی
وزآن پس درختش ز فرهنگ جوی
خرد شاه میوه سخن های نغز
همان بار گفتار پاکیزه نغز
به گیتی چنان دان که شاخ خرد
زچرخ و زمین سر به سر بگذرد
برهمن مر او را پسندید و گفت
که گلزار دانش نشاید نهفت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف ویژگیهای انسانی میپردازد و انسان را به مثابه کوهی توصیف میکند که از خاک و زمین نشأت میگیرد. برای شاعر، چشمها مانند گل نرگس و موها همچون سنبلاند. قلب او شاداب و از جنگ و جدل دور است و زبانش پاک و نظاممند است. او در واقع به انسان بهعنوان یک موجود بافرهنگ و خردمند نگاه میکند و بر این باور است که اندیشه و دانش انسان به اندازهای ارزشمند است که نباید پنهان بماند. شاعر در پایان تأکید میکند که خرد و دانش باید در عرصههای مختلف زندگی و طبیعت نیز به نمایش گذاشته شوند.