بخش ۷۹ - سؤال کردن برهمن سرایندهٔ فرامرزنامه
سرایندهٔ فرامرزنامه / فرامرزنامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
دگر گفت کای نوجوان برهمن
بپرسم یکی داستان کهن
شنیدی همه خانه سال خورد
درستی فتاده همه زرد زرد
ده و دو دریچه در این کنگره
از این در بدان در درش در شده
ازین در بدان در دواند درست
نگردد ز تک دایما هیچ سست
نه راه برون دارد از پنجره
گهی برقرارست و گه بر دره
بدان سان که باشد همی سال و ماه
که پوید نیاساید از تیر راه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، راوی از نوجوان برهمن میخواهد که داستانی قدیمی را بشنود. او به توصیف خانهای میپردازد که پیر شده و رنگ زرد به خود گرفته است. خانه دارای دوازده دریچه است و هیچ در یا پنجرهای نمیتواند از آن خارج شود. حرکت در این خانه همواره ادامه دارد و هیچ چیز سست و بیثبات نمیشود. زمان در این مکان، با وجود تغییرات، همچنان پایدار و ثابت است.